الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )

2

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )

به كار تأليف پرداخت خوشحال شدم ، و هروقت او را ملاقات مىكردم مىپرسيدم كتاب به كجا رسيده و چند صفحهء آن نوشته شده است ؟ و به راههاى گوناگون به شتاب در كار وادارش مىكردم . اينك خدا را سپاسگزارم كه وى از عهدهء اين وظيفهء سنگين برآمد ، و به بهترين وجه اين كتاب را به پايان رساند . مؤلف در اين راه به تحقيق و كنجكاوى و بررسى عميق پرداخت و دهها كتاب را از مد نظر گذراند و مشقتها و زحمتهاى فراوان كشيد - كه خدا از آن آگاه‌تر است - تا اين كتاب بىمانند را تهيه كرد و آن غرض و هدفى كه مقصود بود در نهايت اتقان حاصل شد و موانع و مشكلاتى را كه تاكنون در راه محققان و نويسندگان خودنمايى مىكرد از ميان برداشت ، و براى بهانه‌جويان بهانه‌اى باقى نگذاشت ، و با اين عمل به دين و دانش خدمت بزرگى انجام داد و روشن ساخت كه ما سخت نيازمند به چنين كتابى بوديم ، و استفادهء از آن نهايت اهميت را دارد . شايد كسى بپرسد : چرا شخصا به تأليف چنين كتابى نپرداختى و چه شد كه ايشان را بخصوص برگزيدى ؟ پاسخش اين است كه توجه من به مطالبى كه در آن هنگام سرگرم نوشتن آنها بودم مرا از پرداختن به كارهاى ديگر باز مىداشت و مانع از توجه به اين مطالب مىشد ؛ به علاوه مقصود اساسى من فقط ، به وجود آمدن يك چنين اثرى بود كه مىخواستم از هر راهى كه ممكن است اين كار عملى شود . اما علت انتخاب حضرت شيخ ، اين بود كه ايشان يكى از آن كسانى هستند كه در نجف اشرف اهتمامى جز به تحصيل و درس نداشتند ، و به چيزى جز كتاب و استاد نمىانديشيدند ؛ همين‌كه شب فرامىرسيد به مطالعه و پژوهش متون و شروح و حواشى كتب مىپرداختند و با توشه و سرمايهء علمى ، مهياى حضور در حوزهء درس استاد مىشدند ، و چون ساعت درس فرا مىرسيد ، به علت اينكه از موضوع درس استاد آگاه بودند ، وجوه مختلف تحقيق استاد را به خوبى در ذهن خود مىسپردند ؛ و پس از بازگشت از نجف به كشور خود نيز هميشه به كارهاى علمى مشغول بوده‌اند و به تحقيق و مطالعه و بحث و درس و مراجعه به مصادر علمى و نوشتن و تأليف پرداخته‌اند ؛ گذشته از اين ، انديشهء نافذ و نظر عميق و شيوهء روشن و سرعت انتقال در كشف حقايق علمى ، امتياز مخصوص شيخ نعمه به شمار مىرود . از مطالعهء تأليفات ايشان : سياسة الخلفاء الراشدين و الادب فى ظل التشيع و هشام بن الحكم مىتوان به خوبى به وجود اين خصايص پى برد ؛ به علاوه اين كتابها دليل آن است كه شيخ به علوم تخصصى خود ، يعنى فقه و اصول اكتفا نكرده بلكه از آن حد فراتر رفته ، به شناخت تاريخ و ادب و فلسفه پرداخته‌اند .